شبانه

عشق شب

به روح آلبرت انیشتین قسم دوسال دیگت دقیقا میدونم چه شکلیه .

 

پ . ن : وقتی اینقده شلش کردی، پس هیچوقت صفتش نکن. وگرنه درد داره هااااا ...

نوشته شده در 93/08/21ساعت 0:32 توسط Radicall13

مهم نیست خوردی زمین که (( یا شایدم نشستی )) مهم اینه که چقدر میتونی تحمل کنی این وضعیت رو .

پاشو ، حتی اگه تو قدم بعدی دوباره بخوری زمین .

پاشو . 

نوشته شده در 93/05/19ساعت 14:44 توسط Radicall13

یه نوع چرا هست که قبل همه چی میاد.

چراییه انجام کاری، چراییه فکر خاصی، چراییه ...

وقتی نتونی این چرا ها رو جواب یا حذف کنی،

بدجور فاتحه زندگیتو میخونه.

خیلی بده .

نوشته شده در 93/05/17ساعت 13:16 توسط Radicall13

 ک... گشاد عذر بسیار است .

 

درس نخوندم دیگه ، چیه مگه .

خو مشکلات زیاد شدن خو.

درسام که حسابی حوصله سر بر .

 

ایشالا بعد ماه رمضون . بگو ایشالا . :دی .

نوشته شده در 93/05/04ساعت 1:5 توسط Radicall13

احمق چرا اینقده شل کردی دیگه ؟؟؟

مگه چاره دیگه ای هم داری ؟؟

نکنه دلت 2 سال خدمت به این حکومت گه گرفته رو میخواد ؟

 

پ . ن : و خدایی که در این نزدیکیست ؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در 93/04/30ساعت 1:26 توسط Radicall13

این زندگی‌ گفت دو تا چیزو یاد پس بگیر
امید بده به جاش بیلاخ پس بگیر

. . .

نوشته شده در 93/04/28ساعت 13:42 توسط Radicall13

اصلا مگه بدون اینترنت و فیلم و آهنگ میشه ؟

نه شما بگین اصلا مگه میشه ؟

کلا آدمی به اینا زندست . چه موقعی که ارشد داره ، چه موقعی که ارشد نداره .

ختم کلام . 

      

نوشته شده در 93/04/24ساعت 19:40 توسط Radicall13

من هیچ دینی در مقابل این کشور گند گرفته ندارم که بخوام دو سال از مهمترین لحظه های زندگیمو برا این حکومت کوفتی هدر بدم .

 

هرکی جانماز آب بکشه چنان میزنم تو دهنش که کلا جانماز رو فراموش کنه . 

من از اینجا متنفرم .

نوشته شده در 93/04/21ساعت 11:54 توسط Radicall13

خوب تولدم بود مثلا .
آدم که تو روز تولدش درس نميخونه که.
از فردا صبح دوباره شرو ميکنم.

نوشته شده در 93/04/12ساعت 1:52 توسط Radicall13

خوندنو رسما شروع کردم. اما سرعت افتضاح پایینه .

باید رو توانایی تمرکز و صد البته سرعت در مطالعه کار کنم .

 

پ.ن : حتما یه راهی وجود داره که بشه به هیچ کسی فکر نکرد . در واقع مغز رو از حضور اغیار خالی کرد .

         باید پیداش کنم. نیازه .

پ.ن : من میتونم...

نوشته شده در 93/04/09ساعت 0:57 توسط Radicall13

هرچقدر هم که از خودت فرار کنی ،

یه روزی ، یه جایی ،

خودتو بابت همه افکارت قضاوت میکنی.

و چه بد قضاوتیه اگه نتونی خودتو تبرئه کنی .

 

پ . ن : فیلم Mr . Nobody  خیلی قشنگ بود .

پ . ن : اگه فردا جایی نرم تمام روز رو فیلم نیگا میکنم. هنو به صورت رسمی که خوندن شرو نشده که .

نوشته شده در 93/04/06ساعت 2:42 توسط Radicall13

از هیچی که بهتر بود.

مدار منطقی کمی خوندم.

خیلی بی برنامم الان .

کم کم یاد میگیرم چطوری بخونم دیگه . درست میشه .

امید دارم ار همین اولش  ...

نوشته شده در 93/04/05ساعت 1:25 توسط Radicall13

میخوام بنویسم.

اگه بشه هر روز.

2 روز پیش امتحانای ترم 8 تموم شد . تقریبا گند زدم.

از امروز به صورت غیر رسمی خوندن برا ارشد رو شرو کردم.

امید وارم این یکی شبیه کارای دیگم نشه .

هروز گزارش مینویسم برا خودم.

نوشته شده در 93/04/03ساعت 23:26 توسط Radicall13

نمیدونم چرا دوری میکنم از اینجا . نمیدونم چمه .

هیچ وقت هیچو نمیونستم .

نوشته شده در 93/01/21ساعت 23:41 توسط Radicall13


رفیق قدیمتم رو به رشده نه ؟

اما تو شدی از قدیمتم کمی گشنه تر ...

نوشته شده در 92/06/17ساعت 14:10 توسط Radicall13

يه جايي تو قلبمون هست

که هيچوقت پُر نميشه ،

يک فضاي خالي .

ما بيشتر از هميشه ميدونيم که هست .

يه جايي در قلب هست که هرگز پر نميشه ...

و ما هميشه چشم انتظار اون جاي خالي ميمونيم .

- Beautiful Creatures -

نوشته شده در 92/06/15ساعت 23:53 توسط Radicall13

بــا تمـــــامـــــ   وجــــــود غــمــگــیــنــمــــــــــــــــــــــ 

مــثــلــــ  اوغــــــــــاتــــــــــــ تـــلـــخ تــنـــهــاییــ

...


پ . ن : کاش تو فیلما زندگی می کردیم.

نوشته شده در 92/05/18ساعت 23:47 توسط Radicall13

ما همه در زندگي تصميماتي ميگيريم .

کار سخت اينه که با اون تصميمات زندگي کنيم ،

و هيچکسي نيست که بتونه بهت کمک کنه .


 - The Words -

نوشته شده در 92/05/14ساعت 1:58 توسط Radicall13

یادمون باشه قبل هر نظر دادن به کسی راجع به هرچی ،

یه به من چه از خودمون بپرسیم .

اگه جواب قانع کنندهای داشتیم اونوقت نظر بدیم.

نوشته شده در 92/04/05ساعت 11:4 توسط Radicall13

وقتی حجم اینترنتت تموم میشه و

تو 5000 تومن تو جیبت نداری که حداقل یک گیگ حجم بخری ،

فقط یه چیز به ذهنت میاد

خواهرتو مادرتو ای زندگی ...

نوشته شده در 91/10/30ساعت 10:43 توسط Radicall13

صــــــبح زود

سرمــا خــــورده

مـــــــه ســـــــنـگـیـن

نــــــم نـــــــم بـــــــــــارون

ســـــــــرفــــــــه زیـــــــــــــــاد

هــــــــنـــــــدزفــــــــــــــــــــــــــــری

خــیابـــون طــــــولـــــانـــی و خــــــلـوت

صــــــــــــــدای حـــــســــیـــــن ابـــــلـــیـــــــس

(فقط جا سیگارش خالی بود.)


امروز صبح معنی زندگی رو تجربه کردم .



پ . ن : هر موجودی بدون دلیل زاده می شود، از روی ضعف خودش را امتداد می دهد و به تصادف می میرد.

< تهوع - ژان پل سارتر >

نوشته شده در 91/09/20ساعت 20:42 توسط Radicall13

آه

چقدر

شبـــ

غمگینــــ

استــــــــــــ

...


پ . ن : خیلی وقت بود شبو اینطوری ندیده بودم . خیلی خوبه .


نوشته شده در 91/08/09ساعت 2:20 توسط Radicall13

امشب داغونم بازم . مثل اون موقع ها .

کسی یادش نیست جز خودم و خودت .

خیلی بده که هیچوقت اینا رو نمیخونی .

فرق نداره . جمع رو هم امتحان کنم یا نه ، ناراحتم خیلی.

یه باخته .

چرا کسی نمیاد این آسغالی رو خالی کنه ؟


پ . ن : لعنتی ، تو که میدونی چطوریم . میدونی که تمام زندگی من 3-4 نفرن . چطوری فراموشت کنم ؟


پ . ن : دلم چند روز گم شدن میخواد . ولم میکنین آیا ؟

          شماها همه خوبین به خدا . خودم خرابم . میدونم .


نوشته شده در 91/07/27ساعت 21:28 توسط Radicall13

نقطه سر خط .

فکر کنم زندگیم دقیقا تو همین مرحلست .

واقعا نیاز دارم .


پ . ن : دیروز با یه حرف دیگه زدی تو گوشم . اشکالی نداره . 3 - 0 به نفع شما .

           اما تازه بازی شروع شده . اماده باشین .

پ . ن : برا این یکی قسم خوردم . حتی شده مثل خنگا گاماس گاماس بیام جلو . اما تمومش میکنم .

نوشته شده در 91/07/03ساعت 12:18 توسط Radicall13

در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال كلاغان قیل وقال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص كند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب ورنجیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ كال پرست
رسیده ام به كمالی كه جز اناالحق نیست
كمال دار برای من كمال پرست
هنوز زنده ام وزنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی مردم زوال پرست
نوشته شده در 91/06/25ساعت 13:18 توسط Radicall13

یه بزدل که نمی جنگید و میداد

فحش خوار و مادر به تقدیر

.

.

.


پ . ن : آخه همه که جنگجو به دنیا نمیان.

پ . ن : نمی دونم باید چیکار کنم :(

نوشته شده در 91/06/06ساعت 13:51 توسط Radicall13

وقتی میفهمی چه کسی پشت  رو بنده

که به احساست بزنه یه مشت کوبنده

.

.

.

نوشته شده در 91/05/27ساعت 16:58 توسط Radicall13

اخرین باری که تونستم یکم خودمو جمع و جور کنمو یادم نمیاد. حسابی وا دادم زندگیو. به معنایی ر یــــــــــ د مــــــــــ .
نوشته شده در 91/04/23ساعت 10:56 توسط Radicall13

تو ساکت و خالیو شب زنده ای ،

تو جنگیو دلخوری از زندگی ،

تو فندکو لب سیگار میگیری

اووووم

شعله جنگو میبینی

باز مهرهاتو میچینی

دست تو نیست اصلا ته این بازی

...

 

پ . ن : وقتی مغازه ای ، همش ساعتو نیگا میکنی . حالت از همه آدمای دورو برت بهم میخوره . میخوای زودتر از مغازه بزنی بیرون و بری خونه .

وقتی تو خونه ای ، همش ساعتو نیگا میکنی و میخوای زودت از خونه بزنی بیرون و بری مغازه .

وقتی مغازه ای ، ...

وقتی ...

 

از اینجا رونده .

هه هه . از اونجام رونده .

کلا در روز 20 دقیقه تو خیابون فاصله خونه تا مغازرو زندگی میکنم .

 

پ . ن : احتیاج به کوه ، به سکوت ، به سکوت ؛ به سکوت و به تنهایی ناب نیاز دارم .

فکر کنم باید چند روزیو کوه نشین بشم .

 

پ . ن : هنوزم حالم از همه کس و همه چی بهم میخوره .

نوشته شده در 91/04/20ساعت 23:55 توسط Radicall13

هه هه .

تولدم مبارک .

:دی .

نوشته شده در 91/04/11ساعت 1:8 توسط Radicall13


آخرين مطالب
» ارشد 09
» ارشد 08 (شکست - پیروزی ...)
» چرا ...
» ارشد 07
» ارشد 06
» ارشد 05
» ارشد 04
» سربازی ...
» ارشد 03
» ارشد 02



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت