X
تبلیغات
شبانه


شبانه

عشق شب

نمیدونم چرا دوری میکنم از اینجا . نمیدونم چمه .

هیچ وقت هیچو نمیونستم .

نوشته شده در 93/01/21ساعت 23:41 توسط Radicall13


رفیق قدیمتم رو به رشده نه ؟

اما تو شدی از قدیمتم کمی گشنه تر ...

نوشته شده در 92/06/17ساعت 14:10 توسط Radicall13

يه جايي تو قلبمون هست

که هيچوقت پُر نميشه ،

يک فضاي خالي .

ما بيشتر از هميشه ميدونيم که هست .

يه جايي در قلب هست که هرگز پر نميشه ...

و ما هميشه چشم انتظار اون جاي خالي ميمونيم .

- Beautiful Creatures -

نوشته شده در 92/06/15ساعت 23:53 توسط Radicall13

بــا تمـــــامـــــ   وجــــــود غــمــگــیــنــمــــــــــــــــــــــ 

مــثــلــــ  اوغــــــــــاتــــــــــــ تـــلـــخ تــنـــهــاییــ

...


پ . ن : کاش تو فیلما زندگی می کردیم.

نوشته شده در 92/05/18ساعت 23:47 توسط Radicall13

ما همه در زندگي تصميماتي ميگيريم .

کار سخت اينه که با اون تصميمات زندگي کنيم ،

و هيچکسي نيست که بتونه بهت کمک کنه .


 - The Words -

نوشته شده در 92/05/14ساعت 1:58 توسط Radicall13

یادمون باشه قبل هر نظر دادن به کسی راجع به هرچی ،

یه به من چه از خودمون بپرسیم .

اگه جواب قانع کنندهای داشتیم اونوقت نظر بدیم.

نوشته شده در 92/04/05ساعت 11:4 توسط Radicall13

وقتی حجم اینترنتت تموم میشه و

تو 5000 تومن تو جیبت نداری که حداقل یک گیگ حجم بخری ،

فقط یه چیز به ذهنت میاد

خواهرتو مادرتو ای زندگی ...

نوشته شده در 91/10/30ساعت 10:43 توسط Radicall13

صــــــبح زود

سرمــا خــــورده

مـــــــه ســـــــنـگـیـن

نــــــم نـــــــم بـــــــــــارون

ســـــــــرفــــــــه زیـــــــــــــــاد

هــــــــنـــــــدزفــــــــــــــــــــــــــــری

خــیابـــون طــــــولـــــانـــی و خــــــلـوت

صــــــــــــــدای حـــــســــیـــــن ابـــــلـــیـــــــس

(فقط جا سیگارش خالی بود.)


امروز صبح معنی زندگی رو تجربه کردم .



پ . ن : هر موجودی بدون دلیل زاده می شود، از روی ضعف خودش را امتداد می دهد و به تصادف می میرد.

< تهوع - ژان پل سارتر >

نوشته شده در 91/09/20ساعت 20:42 توسط Radicall13

آه

چقدر

شبـــ

غمگینــــ

استــــــــــــ

...


پ . ن : خیلی وقت بود شبو اینطوری ندیده بودم . خیلی خوبه .


نوشته شده در 91/08/09ساعت 2:20 توسط Radicall13

امشب داغونم بازم . مثل اون موقع ها .

کسی یادش نیست جز خودم و خودت .

خیلی بده که هیچوقت اینا رو نمیخونی .

فرق نداره . جمع رو هم امتحان کنم یا نه ، ناراحتم خیلی.

یه باخته .

چرا کسی نمیاد این آسغالی رو خالی کنه ؟


پ . ن : لعنتی ، تو که میدونی چطوریم . میدونی که تمام زندگی من 3-4 نفرن . چطوری فراموشت کنم ؟


پ . ن : دلم چند روز گم شدن میخواد . ولم میکنین آیا ؟

          شماها همه خوبین به خدا . خودم خرابم . میدونم .


نوشته شده در 91/07/27ساعت 21:28 توسط Radicall13

نقطه سر خط .

فکر کنم زندگیم دقیقا تو همین مرحلست .

واقعا نیاز دارم .


پ . ن : دیروز با یه حرف دیگه زدی تو گوشم . اشکالی نداره . 3 - 0 به نفع شما .

           اما تازه بازی شروع شده . اماده باشین .

پ . ن : برا این یکی قسم خوردم . حتی شده مثل خنگا گاماس گاماس بیام جلو . اما تمومش میکنم .

نوشته شده در 91/07/03ساعت 12:18 توسط Radicall13

در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال كلاغان قیل وقال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را
برای این همه ناباور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص كند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب ورنجیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ كال پرست
رسیده ام به كمالی كه جز اناالحق نیست
كمال دار برای من كمال پرست
هنوز زنده ام وزنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی مردم زوال پرست
نوشته شده در 91/06/25ساعت 13:18 توسط Radicall13

یه بزدل که نمی جنگید و میداد

فحش خوار و مادر به تقدیر

.

.

.


پ . ن : آخه همه که جنگجو به دنیا نمیان.

پ . ن : نمی دونم باید چیکار کنم :(

نوشته شده در 91/06/06ساعت 13:51 توسط Radicall13

وقتی میفهمی چه کسی پشت  رو بنده

که به احساست بزنه یه مشت کوبنده

.

.

.

نوشته شده در 91/05/27ساعت 16:58 توسط Radicall13

اخرین باری که تونستم یکم خودمو جمع و جور کنمو یادم نمیاد. حسابی وا دادم زندگیو. به معنایی ر یــــــــــ د مــــــــــ .
نوشته شده در 91/04/23ساعت 10:56 توسط Radicall13

تو ساکت و خالیو شب زنده ای ،

تو جنگیو دلخوری از زندگی ،

تو فندکو لب سیگار میگیری

اووووم

شعله جنگو میبینی

باز مهرهاتو میچینی

دست تو نیست اصلا ته این بازی

...

 

پ . ن : وقتی مغازه ای ، همش ساعتو نیگا میکنی . حالت از همه آدمای دورو برت بهم میخوره . میخوای زودتر از مغازه بزنی بیرون و بری خونه .

وقتی تو خونه ای ، همش ساعتو نیگا میکنی و میخوای زودت از خونه بزنی بیرون و بری مغازه .

وقتی مغازه ای ، ...

وقتی ...

 

از اینجا رونده .

هه هه . از اونجام رونده .

کلا در روز 20 دقیقه تو خیابون فاصله خونه تا مغازرو زندگی میکنم .

 

پ . ن : احتیاج به کوه ، به سکوت ، به سکوت ؛ به سکوت و به تنهایی ناب نیاز دارم .

فکر کنم باید چند روزیو کوه نشین بشم .

 

پ . ن : هنوزم حالم از همه کس و همه چی بهم میخوره .

نوشته شده در 91/04/20ساعت 23:55 توسط Radicall13

هه هه .

تولدم مبارک .

:دی .

نوشته شده در 91/04/11ساعت 1:8 توسط Radicall13

مشـــروبـــــــ

با

ســـیگار

با

طــعــم

هم آغـــــــــــــ وشــــــ ی

یعنی

فرامــــــــــوشیــــــــ ...

فرامـــــــوشیــــ ...

فرامـــوشیــ ...

فرامـوشیـ ...

نوشته شده در 91/04/04ساعت 12:23 توسط Radicall13

بوسه ي باد خزوني با هزار نامهربوني

زير گوش برگ تنها ميگه طعمه ي خزوني

برگ سبز و تر و تازه رنگ سبزشو ميبازه

غرق بوسه هاي باد و وحشت روزاي تازه

ميكنه دل از درختا ميشه آواره ي كوچه

كوچه اي كه يادگار روزاي رفته و پوچه

ميشينه گوشه ي كوچه چشم به آسمون ميدوزه

ميكنه ياد گذشته دلش از غصه ميسوزه

ياد باد ياد گذشته ياد باد

اين دل زرد و تهي در حسرت ديدار باد

ياد روزايي كه كوچه زير سايه ي تنم بود

مهربون درخت عاشق مست عطر نفسم بود

سهم من از بوسه ي باد چي بگم اي داد و بيداد

همه زردي و تباهي مردن و رفتن از ياد

سهم من از بوسه ي باد چي بگم اي داد و بيداد

همه زردي و تباهي مردن و رفتن از ياد
نوشته شده در 91/03/20ساعت 11:40 توسط Radicall13

دل خوشم به کدامین راه نجات

من زیر کتاب ها مدفون .

نوشته شده در 91/02/10ساعت 10:59 توسط Radicall13


تن خسته ای ولی

خوابت نمیبره

این حس لعنتی

از مرگ بدتره .



پ . ن : یک از خودم ، دو از این آدما خستم .

نوشته شده در 91/01/22ساعت 19:49 توسط Radicall13

خدایا .... !


هیچ پسری رو

شوهر نکن ،

آگه کردی

پدر نکن ،

اگه کردی

شرمندش نکن

اگه کردی

که هیچی دیگه

گند زده شده به همه هیکلشو  زندگیش

یهو خلاصش کنی بهتر از اینه که زجر کش بشه .

نوشته شده در 91/01/18ساعت 11:26 توسط Radicall13

(ساعت 4:30 صبح )

او : چرا به یه چیز خوب و شاد تو زندگیت فکر نمیکنی تا کمی شاد بشی ؟

من : فکر خوبیه و الان یه چیزی تو زندگیم پیدا میکنم بزا کمی فکر کنم ،

.

.

.

(10 دقیقه بعد )

.

.

.

من : متعسفانه چیزی خوبی یافت نشد .

او  : بگیر بخواب بهتره .



پ . ن : فکر کنم سال خوبی باشه ( ایشالا )

           (باید باشه )

نوشته شده در 91/01/12ساعت 12:39 توسط Radicall13

سال نو مبارک .


پ . ن : ایشالا سال خوبی منتظر هممون باشه .

نوشته شده در 91/01/01ساعت 12:27 توسط Radicall13

ساکت ميشم تا که شنونده شم .

پر حرفم اما ميگم بزنم که چي .


پ . ن : نميدونم چرا درس ميخونم . تمام مدت شعارم اين مزخرف بوده " علم براي علم "

           اما الان پول از تمام طول عمرم مهمتر جلوه ميکنه .


نميدونم اين تغييراتي که داره به وجود مياد خوبه يا بده .

اصلا تحمل دوباره داغون شدن رو ندارم .

(کمي احساس غم دارم . احساس آشناست . دوست قديمي )


پ . ن : گاهي وقتا ، بعضي جاها يه چيزايي ميخوني ،

          شايد يک خط ،

          چند جمله ،

          حدود پانزده کلمه،

          اما قدرت نمايش ده ها سال رو جلو چشات داره .


پ . ن : اين روزا

          آهنگ گوش ميدم ، ميخورم ، ميخوابم ، ميخونم . همين .


پ . ن : که لاي سينه هاي تو بي هوا گريه شوم

          که مست توي کوچه هاي غمت بدوم ...


پ . ن : بايد که سال خوبي باشه . ديگه نميتونم که خراب کنم .
نوشته شده در 90/12/29ساعت 22:34 توسط Radicall13


فرقي نميکنه آسمون همه جاش يه رنگه
که اين زمينه که يه جاش زشته يه جاش قشنگه
رو اين زمينه که بعضيا مي خورن و دارن
بعضي با گرسنگي شب رو بالش سر ميزارن
بعضي از هر راهي پول دار ميشن ميلياردرن
اين يعني اونا که ندارن باس بميرن
اين يعني شعر و شعار اينا همه حرفه
شيکم با قصه سير نميشه،ميشه پس کي؟
ميدوني چيه بدبختي با آدم تعارف نداره
بي پولي بيچارگيه اينجا هيچ فرقي نداره
هر چي منگ و گاو گول هست واست آدم ميشه
هر چي نفله و مردنيه واست رستم ميشه
يه دور نگاه کن دور و ورتو عقت ميگيره
تو سري از همشون مايه نداري غصت ميگيره
وقتي نداري يه گهه زندگي هر جا
اون که داره پيش ميره تو ميزني در جا
وقتي نداري زنتم با تو غريبه ميشه
ميبيني تحويلت نميگيره نگو پس چشه؟
وقتي نداري حقيري بايد بميري
وقتي مجبوري واسه اجاره خونه قرض بگيري
وقتي داداشتم واسه پول از تو چک ميخواد
وقتي رفيقت درتو ميماله و کش مياد
اينه که کينه تو دلت يواش يواش جمع ميشه
معناي عشق و عاطفه از وجودت کم ميشه

نوشته شده در 90/12/19ساعت 9:25 توسط Radicall13


آری گلم
دلم
حرمت نگه دار
که این اشک ها
خون بهای عمر رفته من است
سرگذشت کسی که هیچ کس نبود
و همیشه
گریه میکرد
بی مجال اندیشه به بغض های خود
تا کی مرا گریه کند
تا کی
و به کدام مرام بمیرد
آری گلم
دلم
ورق بزن مرا
و به آفتاب فردا بیندیش که
برای تو طلوع میکند
با سلام عطر آویشن

<حسین پناهی>


پ . ن : فکر کنم خیلی وقت بود از این شب ها نداشتم .

پ . ن : کاش هیچ وقت غمگین نبودم .

          یا حد اقل دلیل غممو میدونستم .

پ . ن : شب بدیه .

نوشته شده در 90/12/09ساعت 1:19 توسط Radicall13

چقده شیرنه اونقدر پای سیستم بشینی که سرت از درد قیری ویری بره .

یه قهوه تلخ الان میچسبه .

نوشته شده در 90/11/27ساعت 15:25 توسط Radicall13

گاهی لازمه

و باید که

آدم تمام سرشو

زیر برف کنه .


پ . ن : لازمه هر از گاهی نفهم باشی .

           قطعا به نفهمیدن می ارزه .

پ . ن : باید بتونم کمی خون آشام باشم .

پ . ن : به ادامه مطلبم برین .


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/11/10ساعت 21:22 توسط Radicall13

امروز 4 ساله شد وبلاگم .


نوشته شده در 90/11/08ساعت 0:1 توسط Radicall13


آخرين مطالب
»
» رفیق قدیم ...
» جای خالی ...
» فیلما ...
» تصمیمات ...
» نظر ...
» 5000 تومنی ...
» معنی زندگی ...
» شب ...
»



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت